جشن قدم سارینا جونم
حالا دیگه دخترم می تونه رو پاهاش راه بره . بخاطر همین اتفاق مهم برای گلم جشن کوچکی تدارک دیدیم وقتی سارینا پشت کیک بایستد پشت کیک به این روز می افته سارینا در کنار کادوهایش حالا دیگه وقتی دخترم از بیرون میاد کفشاش رو می ذاره کناره کفشای من و باباش ...
نویسنده :
مامان ساناز
22:37
11 ماهگی سارینا جونم
ملوسک خونه ما 11 ماهه شد مبارک مبارک ...
نویسنده :
مامان ساناز
22:07
سارینا بر کرانه دریای خزر
تاتی تاتی
دخترم حالا دیگه می تونه رو پاهاش بایسته ..... رو پاهایی که تا چند ماه پیش هیچ جونی نداشت و ضعیف بود. دختر نازم همیشه قوی باش و رو پاهای خودت بایست دستت رو روی زانوی خودت بگیر و بلند شو ...... این هم طرز نشستن جدیده ...
نویسنده :
مامان ساناز
9:46
10 ماهگی سارینا جونم
10 ماهگیت مبارک طلای ناب مامان و بابا عزیز دلم دختر گلم یک ماه بزرگتر شدی . خیلی خیلی دوست دارم هر روز یه کار جدید یاد می گیری الان بابای بابای کردن و یاد گرفتی دیگه کامل میگی بابا و آبه و دد و بعضی موقع ها یه مامان هم میگی و من غش می کنم . همیشه دلت شاد و لبت خندون دردانه مامان ...
نویسنده :
مامان ساناز
13:41
کلاغ پر
این روزها برای همه بطور عادی داره طی میشه اما برای من اینطور نیست چون من سارینا رو دارم . هر روزام رو با کاراش متفاوت می کنه. بهش بازی کلاغ پر یاد دادم اول من و با تعجب فقط نگاه می کرد و لبخند می زد حالا یاد گرفته انگشت کوچولوش رو میاره کلاغ پر می کنه آخرشم ذوق می کنه دست می زنه الهی مامان قربون دستتا بره عزیزم حالا دارم لی لی حوضک یادش می دم هنوز خیلی یاد نگرفته فقط انگشتش رو می ذاره کف دستم چند ثانیه نگه می داره و بعد دست می زنه ..... خدای من خودت حفظش کن خیلی شیرینه خیلی لذت داره دختر شیرینتر از جونم الهی همیشه بخندی و شاد باشی ...
نویسنده :
مامان ساناز
8:16
9 ماهگی سارینا جونم
عشقم ، نفسم ، جونم تویی همه کَسم عمرم خوشحالم شدی 9 ماهه نازم دختر بی همتای من 9 ماهگیت مبارک ...
نویسنده :
مامان ساناز
10:40
من الان دیگه زنده نیستم
دیروز که رفتم خونه مامانم گفت به سارینا بگو بوست کنه منم گفت سارینا جون مامان و بوس کن توام لبت رو گذاشتی رو صورتم چند ثانیه صبر کردی بعد من و نگاه کردی منم دیگه اون موقع زنده نبودم از نفس رفتم مردم غش کرد انقدر گفتم قربونت برم که از حال رفتم . ... با خودم فکر کردم این کار بهترین خوشی دنیاست دیگه از این بالاتر نداریم که تو من و بوسیدی شیرین شیرین شیرین من ........ قربون بره مامانش ...
نویسنده :
مامان ساناز
9:53





